محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5530

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« آزاده زنان كه زيور خود را نمايان كرده‌اند « در كوچه ها مىروند « و در معرض ديد كسانند « زن نازپرورده كه ميان كسان خويش « برقع از چهره بر نمىگرفت « و پردگى بود « موى افشانده « ميان كسان نمايان شده « در جامهء خويش افتان و خيزان مىرود « حيرت زده راه خويش را مىجويد « و آتش از پشت سر به دو مىرسد « خورشيد جلوهء او را نديده بود « تا وقتى كه جنگ او را نمايان كرد . « زن فرزند مرده را ديده اى ؟ « كه در راهها ولوله مىكند « و خستگى بر او چيره شده « به دنبال تابوتى مىرود كه « يگانهء وى در آن است « و در سينه اش زخمى هست « در چهرهء وى مىنگرد « بانگ عزا مىزند « و اشك مىريزد